تبليغاتX
Nice 20

Nice 20

مطالب خوب 20

یه داستان جالب

دختر: می دونی فردا عمل قلب دارم ؟
پسر: آره عزیز دلم . . .
دختر: منتظرم میمونی ؟
پسر رویش را به سمت پنجره اطاق دختر بر میگرداند تا دختر اشکی که از گونه اش بر زمین میچکد را نبیند و گفت ، منتظرت میمونم عشقم . .
دختر: خیلی دوستت دارم . .
... پسر: عاشقتم عزیزم . .
.
.
بعد از عمل سختی که دختر داشت و بعد از چندین ساعت بیهوشی کم کم داشت ، به هوش می آمد ، به آرامی چشم باز کرد و نام پسر را زمزمه کرد و جویای او شد ..
پرستار : آرووم باش عزیزم تو باید استراحت کنی . .
دختر: ولی اون کجاست ؟ گفت که منتظرم میمونه به همین راحتی گذاشت و رفت؟
پرستار : در حالی که سرنگ آرامش بخش را در سرم دختر خالی میکرد رو به او گفت ؛ میدونی کی قلبش رو به تو هدیه کرده؟
دختر: بی درند که یاد پسر افتاد و اشک از دیدگانش جاری شد .. آخه چرا ؟؟؟؟؟!!
چرا به من کسی چیزی نگفته بود .. بی امان گریه میکرد . .
پرستار: شوخی کردم بابا!! رفته دستشویی الان میاد
+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

داستان سه لاک پشت گرسنه!

یک روز سه لاک پشت که باهم دوست بودن تصمیم گرفتند برای گردش به مسافرت بروند مدتی طول کشید تا انها برای سفر اماده شوند .انها بالاخره بعد از سه سال به جایی که قصد مسافرت داشتند رسیدند حدود شش ماه محل اقامتشان را تمیز کردند وسبد غذا را باز کردند که غذا بخورند که یک دفعه متوجه شدند که نمک نیاورده اند!!!!
خوردن غذا بدون نمک یک فاجعه بود و همه انها در این مورد موافق بودند .بعداز یک بحث طولانی جوانترین لاک پشت برای اوردن نمک انتخاب شد زیرا او سریع ترین لاک پشت در بین لاک پشت های دیگر بود .
اوبه یک شرط قبول کرد این کار را انجام دهد :اینکه تا زمانی که او بر نگشته کسی چیزی نخورد دوستانش قبول کردند واوراهی شد.
سه سال گذشت ولاک پشت برنگشت .پنج سال....شش سال...سپس در سال هفتم پیرترین لاک پشت که دیگر توان گرسنگی نداشت
گفت که قصد خوردن غذا دارد وشروع کرد به باز کردن یک ساندویچ که ناگهان لاک پشت کوچک تر از پشت درختی فریاد کنان بیرون امد وگفت:می دانستم که منتظر نمی مانید حالا من هم نمی روم نمک بیاورم

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

حتما بخونید

 
فکر میکنی خیلی با کلاسی؟

فکر میکنی خیل خوش تیپی

فکر میکنی آخرشی

اگر اینجوری فکر میکنی باید بگم درست فکر میکنی

ولی خب بد نیست گاه گداری به آلبوم هم سری بزنی!

اون گذشته جوادت رو نگاه کنی

(طی برسی های شب گذشته):



اول از همه خدا رو شکر میکنم که این همه پیشرفت داشتم



آقایان:

مدل مو:فرق وسط

لباس بالا تنه:پیراهن آبی آسمونی که توی شرت میکدریمش جای شلوار یا خیلی میترکید یک دونه تیشرت با شکلکای اجق وجق

شلوار:شلوار لی آّبی.از اونا که کمرندشو چهار دور دور کمزت تاب میدن.تازه مامانت هم واسط کمربند میبنده(در مدل های متنوعی چون:خمره ای(بگ امروز)-بوت گات(دم پای سابق)

کفش:یک جفت کفش چرمی(مجلسی امروزی) که وقتی کثیف میشد با کف دست تمیزش میکردیم

جوراب:بلندی ساق جوراب به بلندای فلک.موماس با کشکک زانو

اضافه نوشت:

در هنگام زمستان نیز از دستکش و شال گردن مامان باف نیز به کرات استفاده میشد

موسقی مورد علاقه: گوش دادن به صدای انکر الصوات جواد یساری

تفریحات از ما بهترونی:خوردن سالاد الویه تو پارک به همراه خانواده

خلاف=صحبت با رفقا و خالی بستن در مورد دوستی با دختر همسایه



زدن فک فامیل و دوستان:سوار شدن پیکان جوانان قهوه ای سوخته(ظبط آرتیش و باند خربزه ای)



بانوان:

بالا تنه:مانتوی بلند مشکی یا بنفش بادمجونی با دکمه های به بزرگی بشقاب به همراه دو عدد اوپل روی سر شونه(البته بالا تنه با پایین تنه یکی بود)

مدل مو:مصری-کپ و یا در صورت ناپرهیزی استفاده از بیگودی

شلوار:شلوار مشکی پارچه ای از جنس تیار و یا تیار کش(TR) که با استفاده از یک متر کش به دور کمر خفت میشد(از همین کش کردالی قرمز مشکی های)

پی نوشت:هنوز هم کاربرد دارد)

کفش:یک جفت اورسی تزئین شده با منگوله

جوراب:جوراب ساپرت که تا ماتحت بالا کشیده میشد



خلاف:خندیدن هنگام خوردن الویه تو پارک جولی مردم جوری که نامحرم صداش رو بشنوه(اينش ديگه تركيده)

تفریحات:چادر سر کردن و به بهانه گرفتن نون از همسایه 4 ساعت فک زدن با همسایه حول محور...

موسقی:پاپ لس ان جلسی=اندی=>اگه عشق همینه اگه زندگی اینه

این مطالب حاصل 2 ثانیه تفکر ذهن منحرف نویسنده ،سردار اسپارتاكوس میباشد و هرگونه كپی برداری از آن پیگرد قانونی دارد :دي

حالا دو ثانيه نه 2 روز :پي

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

پ آره پ پ نه پ

مادر دانش آموزِ اومده مدرسه….معلم بهش میگه با بچتون ریاضی تمرین کنین میگه تو خونه؟…. پـَـــ نــه پـَـــ تو زمین های خاکی (اکثر قهرمانا از زمین های خاکی شروع کردن !)

 

بهش میگم چقدر بی نمکی!میگه یعنی پ ن پ هایی که میگم بی نمکه؟میگم پـَـــ نــه پـَـــ روژه لبی که میزنی بی نمکه!!!!!

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

پـَـَـ نَ پـَـَــــ

به مامانم ميگم: فكر كنم ديگه وقتشه از تنهايي در بيام،هر چي باشه بيست و شش سالمه مامان...
ميگه: يعني زن ميخواي پدرسوخته؟ ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ يه داداش توپول موپول ميخواستم روم نميشه مستقيم به بابا بگم.

توالتم،در رو مي زنه،سرفه مي كنم،ميگه يعني نيام تو،گفتم پـَـَـ نــه پـَـَــــ اگه دستات تميزه بيا واسم طهارت بگير

صبح پاشدم به زور، دارم لباس ميپوشم، بابام ميگه كلاس داري؟! ميگم پـَـَـ نَ پـَـَــــ نگران لباسم شدم پاشدم ببينم هنوز اندازمه يا نه

به داداشم ميگم برو عصاي آقاجون رو بيار؛
ميگه آقاجون ميخواد بره مگه؟
پـَـَـ نَ پـَـَــــ؛ ميخواد به اذن پروردگار عصا رو تبديل به اژدها كنه

به دوستم ميگم يه ذره حجابتو درست كن ... ميگيرن !
ميگه كي ؟ پليس ؟
پَـــ نَ پَــــ دست اندركاران شبكه فشن تي وي

تو خيابون مارو دست تو دست باهم ديده ... از اين مدلها كه مثلاً مُچمونو گرفته ...
با يه لحني ميپرسه دوست دخترتونه ؟
پَـــ نَ پَـــ مامان بزرگمه ... پيش پاتون از اتوشويي گرفتمش


شب جمعه بود تيپ زدم كه برم با دوستام بيرون خوردم به پست گشت ارشاد ...
خواهر بسيجي ميگه كلي‌ به خودت رسيدي كه خوشگل شي جلب توجه كني‌؟
پَـــ نَ پَـــ از صبح دارم به خودم ميرسم كه بيام اينجا تو منو بگيري ببري پاسگاه تا صبح دور هم به سيبيلاي تو بخنديم


سر كلاس دستمو بلند كردم استاد ميگه سوال داري ؟
پَــ نَ پَـــ " هاي هيتلر"

زنگ زدم به استاد، ميگه چيه نمره ميخواي؟
ميگم پَـــ نَ پَـــ زنگ زدم ببينم فحش هايي كه به خواهر مادرت دادم دليوري شده يا نه؟


رفتم به همسايه مون مي گم تخم مرغ داري؟
مي گه مي خواي غذا درست كني؟
پَـــ نَ پَـــ مي خوام بخوابم روشون تا جوجه بشن بفهمم مادر بودن چه حسي داره

تي شرت « دي اند جي » پوشيدم ...داداشم ميگه « دولچه ، گابانا » ست؟ ميگم
پَـــ نَ پَـــ « داوود و غفوره »

خیام...
بگذار قلم را به غزل بسپارم/
شاید گره ای باز شود از کــــارم/
پرسید: مگر تو هم غزل می گویی؟/
گفتم: پـَـَـ نــه پـَـَــــ !! فقط رباعـــی دارم...

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

دسر تیرامیسو Tiramisu

دسر تیرامیسو Tiramisu


سعی کنید قالب به اندازه ای بزرگ باشد که بتواند مخلوط پنیر خامه ای را نگه دارد. آن را از مخلوط پر کنید و به مدت 2 ساعت در جای خنک نگه دارید...

می توانید در میان بیسکویت ها از لایه های باریک موز هم استفاده کنید
زمان کل: 35 دقیقه
مواد لازم:
• 4 عدد تخم مرغ تازه و با کیفیت زرده را از سفیده جدا کنید
• 4 قاشق غذاخوری شکر
• 500 گرم پنیر خامه ای
• مقداری برندی و یا شراب (اختیاری)
• یک فنجان قهوه خوری قهوه اسپرسو رقیق شده با آب و شیرین شده با شکر
• 340 گرم بیسکویت
• می توانید در میان بیسکویت ها از لایه های باریک موز هم استفاده کنید.
• شکلات تلخ رنده شده
طرز تهیه :
زرده ها را همراه با شکر بزنید. سپس پنیر خامه ای را در آن بریزید و اگر قرار است مشروب در آن بریزید همین الان اضافه کنید. 2 تا از سفیده ها را برای اینکه مخلوط به آرامی سفت شود استفاده کنید. مخلوط را به هم بزنید. سپس فنجان قهوه تهیه شده را در یک کاسه بریزید و یک قاشق غذاخوری مشروب اضافه کنید ( اینجا می توانید مخلوط را مزه کنید برای اینکه مطمئین شوید همانی باشد که می خواهید). سپس بیسکویت ها را در قهوه بریزید سعی کنید قالب به اندازه ای بزرگ باشد که بتواند مخلوط پنیر خامه ای را نگه دارد. آن را از مخلوط پر کنید و به مدت 2 ساعت در جای خنک نگه دارید، سپس شکلات رنده شده ای را که تهیه کرده اید روی آن بپاشید.
این مقدار مواد برای 6 تا 8 نفر کافی است. توضیح اینکه با توجه به حرام بودن شراب برای مسلمانان می توانید آن را بدون آنکه برای تهیه دسر مشکلی پیش بیاید حذف نمایید.

[تصویر: 70819738110901531742.jpg]

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

اگه نمرتون بد شه چیکار میکنین ؟!!!

پدر در حال رد شدن از کنار اتاق خواب پسرش بود، با تعجب دید که تخت خواب
کاملاً مرتب و همه چیز جمع و جور شده. یک پاکت هم به روی بالش گذاشته شده و روش
نوشته بود «پدر». با بدترین پیش داوری های ذهنی پاکت رو باز کرد و با دستان
لرزان نامه رو خوند :

پدر عزیزم،
با اندوه و افسوس فراوان برایت می نویسم. من مجبور بودم با دوست دختر جدیدم
فرار کنم، چون می خواستم جلوی یک رویارویی با مادر و تو رو بگیرم. من احساسات

واقعی رو با سپیده پیدا کردم، او واقعاً معرکه است، اما می دونستم که تو اون
رو نخواهی پذیرفت، به خاطر تیزبینی هاش، خالکوبی هاش ، لباسهای تنگ مهمونی هاش

و به خاطر اینکه سنش از من خیلی بیشتره. اما فقط احساسات نیست، پدر. اون حامله
است. سپیده به من گفت ما می تونیم شاد و خوشبخت بشیم. اون یک کلبه توی جنگل

داره و کُلی هیزم برای تمام زمستون. ما یک رؤیای مشترک داریم برای داشتن تعداد
زیادی بچه. سپیده چشمان من رو به روی حقیقت باز کرد که شیشه و گراس واقعاً به

کسی صدمه نمی زنه. ما اون رو برای خودمون می کاریم، و برای تجارت با کمک آدمای
دیگه ای که توی مزرعه هستن، برای تمام کوکائینها و اکستازیهایی که می خوایم. در

ضمن، دعا می کنیم که علم بتونه درمانی برای ایدز پیدا کنه، وسپیده بهتر بشه.
اون لیاقتش رو داره. نگران نباش پدر، من 15 سالمه، و می دونم چطور از خودم

مراقبت کنم. یک روز، مطمئنم که برای دیدارتون بر می گردیم، اونوقت تو می تونی
نوه های زیادت رو ببینی.
با عشق، پسرت، علیرضا


پاورقی : پدر، هیچ کدوم از جریانات بالا واقعی نیست، من بالا هستم تو خونه
محسن. فقط می خواستم بهت یادآوری کنم که در دنیا چیزهای بدتری هم هست نسبت به
کارنامه مدرسه که روی میزمه. دوسِت دارم! هروقت برای اومدن به خونه امن بود،
بهم زنگ بزن!
+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

فرق دانشجو ترم اولی با ترم آخری

(جمله شماره 1) مربوط به دانشجو ورودی جدید 

(جمله شماره 2) مربوط به ترم آخر


*رئیس دانشگاه
1- فردی فرهیخته
2- کی ؟!!!


*کارت دانشجویی
1- کارت شناسایی و هویت دانشجو
2- تنها استفاده این کارت گرفتن فیلم از ویدئو کلوپ است



*کوئیز
1- امتحان ناگهانی استاد از دانشجو
2- لاف بزرگی که هرگز به تحقق نمی پیوند

*شب امتحان
1- شبی که تا صبح باید درس خواند
2- شبی که تا صبح باید شلم بازی کرد (یا شاید تا صبح بیدار ماند و درس خواند)



*جزوه خوش خط دخترها
1- بمیرم از هیچ دختری جزوه نمی گیرم
2- طلا


*مشروط شدن
1- عمراً
2- نمک دانشگاه


*وا
م دانشجویی
1- کمک هزینه برای دانشجو
2- مثل مهریه می مونه، کی داده کی گرفته؟!



*
ازدواج دانشجویی
1- حرفشو نزن، من قصد ادامه تحصیل دارم.
2- کو؟ کجاس؟! کسی رو سراغ داری برام؟!


*دانشجو
1-فردی که به دنبال علم آموزی و تولید علم است!
2- ؟

 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

اینم مملکته که داریم !

به راننده تاکسی میگم سیگارتو خاموش کن به دودش حساسیت دارم، برمیگرده میگه جوونای سن تو کراک میکشن تو به دود سیگار حساسی!!

یارو رو آوردن تو تلویزیون، زیر اسمش نوشته: "کارشناس مسائل یمن"، من موندم این بنده خدا تو این ۴۰ سال از چه راهی نون در میآورده!!

قبلاً برق میرفت بابامون فحش رو میکشید به اداره برق، الان برق میره خوشحال هم میشه!!

فدراسیون فوتبال فقط تو 6 ماه، نیم میلیارد تومن از فحاشی فوتبالیستها درآمد داشته. یعنی به عبارتی قیمت فحش از قیمت طلا زده بالاتر!! !


واسه داداشمون رفتیم خواستگاری، ننه جون طرف در اومده میگه ۲۰۱۲ تا سکه مهریه به نیت المپیک لندن!!

هر بار که صفحه ی فیلترینگ رو دیدم یه صلوات فرستادم. مامانم میگه همینطور ادامه بدی جات تو بهشته!!

یه عمر رفتیم سینما آخر نفهمیدیم دسته های صندلیش ماله خودمونه یا بغل دستیمون!!

 ایران که هستیم توی سوپرمارکت دنبال جنس خارجی میگردیم، بعد خارج که میریم میافتیم دنبال جنس ایرانی!!

یارو گیتار الکتریک تو اتاقم دیده میگه تو هم شیطان پرست شدی!!

جشن میگیرن گوسفند میکشن، عزاداریه گوسفند میکشن، ماشین میخرن گوسفند میکشن، پسر اقدس خانوم رو ختنه میکنن گوسفند میکشن، بعد به گاوبازای اسپانیایی فحش میدن!! 


 سریال ستایش زنه به شوهرش میگه: باردارم! شوهره بجای اینکه بغلش کنه میره بیرون، رو به بقاله داد میزنه هووووراااا!!

تبلیغ پارک آبی نشون میدن یارو با شلوار لی و پیراهن مردونه سر میخوره رو سرسره های پارک آبی!!

 رفتم سوپر مارکت میگم آقا کرم کارامل دارین؟ میگه کرم فقط ساویز داریم!!

غار علیصدر به قندیلاش معروفه، اونوقت ملت میرن قندیلاشو میکنن یادگاری میبرن با خودشون! یکی نیست بگه آخه با اون قندیل میخای چیکار کنی؟!!

میری از خودپرداز پول بگیری، رمزتو میزنی پول بر میداری، بار دوم کارتو میذاری، رمز رو اشتباه میزنی، یکی از پشت میگه: آقا رمزتو اشتباه زدیها!!

بغل دستیمون توی هواپيما از اول تا آخر به اسلام فحش میداد، وسطهای پرواز هواپیما یه تکون خورد، گفت «يا ابالفضل»!!

خبرنگار رفته تو یه روستا سوال میکنه با یارانه تون چیکار کردین؟ مرده میگه: قبض هامونو پرداخت کردیم، چندتا قسط دادیم، شهریه دانشگاه دخترمو دادیم، یه تراکتور هم خریدیم! تازه یه مقداری هم پس انداز کردیم!!

پسورد اینترنت وایرلسم رو عوض کردم، همسایمون زنگ زده میگه پسوردتو عوض کردی؟ میگم نه! میگه آخه قبلاً شماره موبایلت بود، الان هرچی میزنم کانکت نمیشم!!

رفتم شلوار جین بخرم، اولی رو پرو کردم یه کم تنگ بود. فروشنده گفت: یه دوبار بپوشی جا باز می‌کنه! دومی رو پوشیدم یه کم گشاد بود. فروشنده گفت: چیزی نیست یه دو بار آب بخوره تنگ میشه!!

کاردار سوئیس رو احضار کردن که بره به آمریکا بگه چرا عربستان نیروهاشو فرستاده بحرین!!

میری آدامس اوربیت بخری، بقاله به جای بقیه پول، بهت آدامس شیک میده!!

یه تی شرت خریدم کلی مارک نایک روشه بعد رو یقه‌ش نوشته تولیدی برادران عباس‌پور!!  

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

طنز

همین امروز تو راه مغازه بودم ، سرایدار مدرسه ۲تا سطل آشغال آورده

دقیقا (بغل)! سطل آشغال به اون بزرگی خالی کرد !

(سطل آشغال وسیله ایست برای ریختن زباله در اطراف آن) !

 


 

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

تست هوش

این سوالات آسان هستند  برای اینکه به شما امید بدهمیم

۱-یك مأمور پلیس مجرمی را از طبقه اول تا طبقه پنجم ساختمانی تعقیب می‌كند.او چند طبقه پیموده است؟مأمور پلیس نتوانست مجرم را دستگیر كند و مجبور است از طبقه پنجم تا دهم را نیز بالا برود.حالا چند طبقه باید بپیماید؟

۲- پنج كلاغ روی درختی نشسته‌اند.سه تا از آنها در شرف پروازند.حال چه تعداد كلاغ روی درخت باقی می‌ماند؟

۳-حلزونی دور یك استادیوم می‌خزد.وقتی در جهت عقربه‌های ساعت حركت می‌كند در یك ساعت و نیم دایره را تمام می‌كند.وقتی خلاف عقربه‌های ساعت حركت می‌كند در 90 دقیقه دایره را طی می‌كند.علت تفاوت چیست؟

۴-این سوالی حقوقی است.هواپیمایی از دالاس به سمت مكزیك در حركت است و در مرز این دو سقوط می‌كند.بازمانده‌ها را كجا دفن می‌كنند؟

و جوابها

۱-پلیس چهار طبقه بالا آمده است (نباید طبقه اول را بشمارید). در قسمت دوم پلیس پنج طبقه بالا می‌رود (5 =5-10) می‌توانید با كشیدن شكل جواب‌ها را امتحان كنید.اغلب ذهن اشتباه می‌كند و دو قسمت را یكسان می‌بیند.

۲-همه كلاغ‌ها.چون آنها فقط در شرف پرواز هستند و هنوز از روی درخت بلند نشده‌اند.اگر جواب شما 2 بوده است بدانید محاسبات جلوی تفكرتان را گرفته است.

۳-فرقی نمی‌كند.یك ساعت و نیم برابر با نود دقیقه است.

۴-بازمانده ها را دفن نمی‌كنند.آنها جان سالم به در برده‌اند.شما به وسیله كلمات حقوقی و دفن منحرف شده‌اید.


+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  | 

توهم آزادی

مدلهای مختلف آزادی الکی

مدل ۱

پسره میخواد با دختره باشه دختره هم میخواد با پسره باشه خب این قانونشه نباید وقت رو تلف کرد پس اون بیرون  از کسی خوشت اومد راحت باهم دوست باشین اینا قانون با هم لاو بترکونین

 

 

مدل ۲

دوست داره اونطوری که میخواد زندگی کنه  که براش بهتره  اما بقیه نمیذارن

باید یه چند نفر بیان کمکش

 

مدل ۳

مثلا یه کنسرت باحال همینجا که شلوغ هم میشه

 

مدلهای دیگه رو بعدا میگن تو توهم آزادی بمونید

+ نوشته شده در  ساعت   توسط M V  |